سلام
اين روزها همه چيز برايم مبهم تر از گذشته است
اينكه قرار است چه اتفاقي بيفتد و چه خواهد افتاد!
اينكه اصلا ما بايد منتظر اتفاق باشيم يا نه؟!!!
اينكه خودم هنوز در توهم به سر مي برم يا اينكه واقعيت امر همين است. واقعيت عرياني كه ما با آن مواجه هستيم و از قرار معلوم هم با اين روندي كه ما در پيش داريم كاريش نمي شود كرد. رخدادهاي كه در اطرافمان دائما در حال رخ دادن است ما را به كجا
مي برد و در آخر نيز از كجا در مي آورد. همچنان در گير و دار حق با چه كسي و كدامين ما را به مقصد مي رساند جر و بحثمان است و حتي اجازه سخن گفتن از ديگران را هم گاها نمي دهيم آنوقت مي خواهيم...خوب بگذريم
عده اي بر اين عقيده اند امروزه هر آنكه توانست خود را حفظ كند دست به كار بزرگي زده است نه آنكه از روي احساس و رسيدن به اين نقطه كه بله امروز ديگر آخر الزمان است و دست زدن به يك سري اصول رمانتيك گونه بايد براي خارج شدن از اين وضعيت تلاش كرد. از هيچ چيز فروگذار نبود حتي سخن گفتن در خيابان و برانگيختن شور و هيجان براي اينكه بشود كاري كرد. ياس را از بين برد و به ديگراني هم ياد آور شد كه مي شود با اين حركات هنوزهم زنده نگه داشت.
خودم را مي گويم و نمي دانم بالاره كدام يك مي تواند حقيقت داشته باشد. اينكه گوشه اي بنشينم ودست به خودخوري بزنم و تامل و چه بايد كرد و آنوقت نتيجه بگيرم كه هيچ كار نبايد كرد يا اينكه دست به هر عملي بزنم تا اينكه از دل همين عمل ها يك اتفاق رخ دهد و از اين وضعيتي كه هست خارج شود و بعدها مي رسم به تاثيرگذاري اش يا اصلا نداشتن اون بر اين روند و از سوي ديگر اصلا آيا من بايد در پي تاثير گذاري اش باشم يا اينكه نه تنها براي اينكه بدانم اين كار از دستم ساخته شد... نمي داتم دقيقا ما در كجايي قرار داريم و آيا به راستي ظرفيت ما همين است و تنها به بعد از اين اميد داشت و تغيير را از دل همين كليت دانست و بعدها دست به حركات اصلاحي زد حالا شايد هم افراط گونه با يك سري مسائل برخورد كرد
و اينچنين مي شود كه من در ترديد به سر مي برم...براي درستي و درست بودن اتفاقي كه شايد فرداي ديگر قرار است رخ دهد.
1 دیدگاه:
با بهترین درود ها
بهر حال باید کاری کرد ولی با فکر کار بدون فکر و از روی خشم و یا شور و هیحان به بیراه میرود
از گدشته باید درس گرفت از پند های دیگران هوده برد و بگقته ای دو گام به پیش و یک گاه به پس نهاد تا اشتباهات را بار دیگر از پشت بررسی کرد انگاه میتوان گفت رهرو انست که اهسته و پیوسته رود
شاد باشی و تندرست
ارسال يک نظر