سلام
يعني كه چي
آخه يكي نخواد تن بده به اين شرايط بايد چيكار كند. اينكه نخواد بپذيره چنين چيزي رو و بگذره از آن چيزي كه هست آنوقت تكليفش چيست. اگر كسي به چنين اوامري اعتقاد نداشته باشد و آن را بر اساس آنچه كه هست بسنجد چه دليلي دارد بخواهد ...خوب نمي تونه...واسش مقدور نيست يا اصلا به اين اعتقادي ندارد. حالا واسه كسي محدوديت ايجاد مي كند. مزاحم كسي مي شود. اينجوري كه اون بيشتر مي رسد به آن چيزي كه مي خواهد برسد. نه اينكه هي اين شرايط برايش بدگواراتر بشود...نه به آن چيزي مي رسد كه انگار ارزشش را بيشتر مي كند.چرا كه اينجوري درجه و آستانه تحملش هم بيشتر مي شود. اينكه كاري نكرده. هنر آنكس كرده است كه در اين شرايط بخواهد آنچه را بدان اعتقاد دارد انجام دهد. در شرايطي سخت
بعدش هم اين ديگر چيست كه باز هم حريم ها مشخص نمي شود. هر روز نسبت به روزهاي قبل تر آدم از حريمهاي كه داشته است محروم تر مي شود. قوانيني كه وضع مي كنند اصلا معلوم نيست از كجا مي آيد. تازه خودشان هم در مواقعي كه به نفعشان است دورش مي زنند يا برداشتهاي از آن مي كنند كه اصلا با آنچه واقعيت در تضاد است.
حالا نمي دانم چرا مي خواهند همه چيز را به زور تحميل كنند در حالي كه تا به الان هر چي را به زور تحميل كرده اند شرايط غير از آن شده است كه مي خواستند. اينها مي خواهد كي و كجا تصميم بگيرند عقلاني دست به كاري بزنند نمي دانم.
آخر يكي نيست بگويد هر كاري كرده ايد منجر به اين شده است كه عده اي بيشتر ازتان رويگردان شوند. حالا نه پس خودتان ببينيد. مگر مردم همينهايي نيستند كه تو خيابانند يا تاكسي و مترو و پارك ها مي نشينند و هر روز حرفشان اين است كه شرايط دارد بدتر مي شود. ديگر برايمان مقدور نيست تحمل كنيم. همه چيز را داريم از دست مي دهيم. تو خانواده همه به جان هم مي افتند. معلوم نيست اين همه ثروت دارد به كجا مي رود... از سوي ديگه بحث اعتقادات كه وسط مي آيد مي گويند اصلا اينها هر كاري بخواهند دانجام دهند نتيجه اش مي شود عكس آن چيزي كه مي خواسته اند. خوب واقعيت دارد ديگر. ما با همه شان سر و كار داريم و مي بينيم.
3 دیدگاه:
من میخوام یک چیزی برات بنویسم و امیدوارم از حرفم ناراحت نشی. به نظر من تو خیلی بد می نویسی. منظورت را نمی تونی بیان کنی. مرتب نقطه چین می گزاری و سر وته حرفهات معلوم نیست.یک جوری می نویسی انگار مردم توی کله تو هستن و از قبل می دونن چی میخوای بگی.روز به روز هم مغشوش تر میشی به جای اینکه بهتر بشی. گویا حالت خوب نیست یا قرص مصرف می کنی. نمی دونم.
امیدوارم فکر نکنی چون از ما انتقاد می کنی این را گفتم ، باورکن به عنوان یک دوست بهت پیشنهاد میدم که وبلاگ ننویسی چون برای این کار هیچ استعدادی نداری.
دعوت
سلام دوست من صمد، ماه رمضانه وروزه هم جزاعمال واجب این ماه با مطلبی به نام روزه بروزم وخوشحال میشم در این زمانه دلیل شما برای گرفتن یا نگرفتن روزه رو برای همه شرح دهین تا شاید با این تبادل افکار سوالاتی جواب داده شود
تا مرز جنون افسرده ام از اوضاع!
به روزم!
ارسال يک نظر