۱۹ اوت ۲۰۱۰

من و بيست و هشت مرداد هزار و سيصد و سي و دو و اين روزهاي كه مي گذرد

سلام
بيست و هشت مرداد يك هزار و سيصد و سي و دو
به راستي چه بايد نامش گذاشت؟ قيامي مردي...انقلاب لمپن ها و يا هم كودتا؟!!! و يا عزلي قانوني با استفاده از اختياراتي كه قانون آن روزها در اختيار شاه مي گذاشت!!!
شايد تا به امروز براي هيچ رخدادي اينقدر مقاله ننوشته اند و بيانيه نداده اند و شعر نسروده اند.روزي كه مي توان آن را يكي از مهمترين روزهاي ايران نام گذاشت. براي گذر از استبداد و نيل به دمكراسي كه با بعضا نابخرديهاي اين پرو‍ژه ناقص مانده است و ما درگير همان روزها هستيم. با همان شرايط و هيجانات و ياس و دلزدگي و رفتن را برماندن قرار
اگر چه ايالات متحده آمريكا در آن روز نقشي اساسي داشت و آن هم به دليل ترس از نفوذ بيش از اندازه حزب توده در جريانات حاكميت ايران. اما آنچه مسلم است ضعف جبهه ملي ايران و شخص محمد مصدق است كه كار را براي ساقط نمودن دولت مهيا مي كند. ما هر چقدر هم بخواهيم محمد مصدق را عاري از اشتباه بناميم و او را همسنگ ديگر اسطوره هاي دروغينمان قرار دهيم به خود ضربه مي زنيم و چشمان خود را بر حقايق مي بنديم. اگر محمد مصدق مجلس را منحل نمي نمود اگر بيش از اندازه ايران را همانند سوئد و ديگر كشورهاي مدرن آن روز جهان فرض نمي نمود...اگر به لمپن ها معتقد بود اينچنين بر ايران نمي گذشت. اگر او در آن روز كه بر قراران نامه نمي نوشت به محمد رضا شاه پهلوي كه هيچ وقت در فكر انقلاب نيستم و به حاكميتت وفادار مي مانم و بسياري اگر هاي ديگر...خوب ديگر مشخص است. در ايران هميشه روحانيت از همان قديمهايش هم با بريتانيا كبير دستشان در يك دست بوده است و به نوعي حيات خود را از آنها مي دانستند.
اگر چه اين روزهاي ما بي شبهات به آن روزها نيست اما از دل همين روزها مي شود دوباره اميد را برگرداند...
اميدي كه مي رود ما را دوباره از همه چيز بي تفاوت نمايد

22 دیدگاه:

کلاغ شورش گفت...

آیا شایسته چیزی که داری-هستی؟
شده تا حالا دماغتو بسوزونی وقتی با کبریت سیگارتو روشن می کنی؟
سوال جنبه ی انحرافی داشت.
و من همیشه متهم به "منحرف" بودن.
مثلا ترکیب زیبای "انحراف اذهان عمومی".
در کیفرخواست دادستانی-در پرونده های سیاسی که این روزها اکثرا امنیت ملی خوانده می شوند شاکی مدعی العموم است و با توجه به بکر بودن دستگاه غذایی کشور ذیل الذکر - شرقیزستان - عموما یکی از بحطرین قضات آلی-رطبه که از رو-نوشت می خواند - نبشته می شود:
"جرم فلانی فرزند فلانی که وکیل مدافع بسیار خوبی داشته و دفاعیات خوبی هم از او شده و در شرایط بسیار مناسبی نیز در بهترین زندان ها در رفاه کامل بوده - "اقدام بر علیه امنیت ملی و تشویش (انحراف) اذهان عمومی بوده است."
البته بنده هیچ طخسسی در این حیه ی خاص ندارم.می دانید که اینجانب یک کالاخ هستم که گه گاه ویر گرفته نوکم را که جایگاه انگشت وسط دارد فرو می کنم در ....! چشم بعضی ها.
دفاعیات مجرم.(اینجا در زیرزمین(مخفف سرزمین است) شرقیزستان ما هرگز متهم نداریم.جرم قطعی ست و حکم هم اگر دستگاه های مدافع حقوق بشر سیبیلشان چرب شده باشد-اعدام.اگر نه زندان با اعمال شاقه)
:"من اعتراضی ندارم.همه چیز خوب است و خوب بوده و بر طبق روال به پیش رفته.خیابان ها خیلی تمیز و خبری از ترافیک نبوده.مردم همه سر کار بودند.به همت مضاعف تلاشگران راه حق و مبارزان جبه ی حق علیه باطل-نان با کره مربا سر سفره ی همه مهیا بوده و هر ساعت از طریق مرزهای گسترده و امن کشور همیشه پاینده-چند فروند اتومبیل لوکس از کارخانجان فیات یا جنرال موتورز و حتی مرسیدیس بنز برای امر حمل و نقل وارد شده و در عوضش نرم افزار های تولید داخل که با پشتکار دانشجویان مخلص بصیجی تهیه شده بوده-به خارج ارسال می شود.در واقع ما تولید خالص داخلی خود را تا حد خروس قندی های بی ارزش بالا برده ایم.من یک نفر بیمار بوده ام که همه ی این خدمات و سوغاتی های پروردگار را ندیده ام.منحرف بوده ام.یعنی از همان اول که به دنیا آمدم مادرم را با پرستار بخش اشتباه گرفتم و سعی کردم شماره ی رند ایرانسلم را به او بدهم.بعدهم که مرخص شدم مسیر انحرافی در دست تعمیر یادگار امام را طی طریق کرده سر از مکان های ناباب در آورده راهی بهشتی شدم کهریزک نام.یعنی اشتباه از من بود.مسئولان شهری و کشوری هیچ تقصیری ندارند.اما درباره ی اظهاراتم که از خبرگذاری های فاسد غربستان پخش می شده می توانم بگویم که مرا به زور از فرودگاهی در جده بردند به ایالتی به نام کالیفرنیا.یا ویرجینیا.شرقی یا غربی اش یادم نیست.چون که چشم بند داشتم.آنجا در مغز من کمی ماده ی دروغ ریختند و من فکر کردم که در مملکت منیعنی شرقیزستان-مردم فلک زده در فلاکت مطلق به سر می برند.
به من گفتند که سیب زمینی دولتی با نرخ جان آمیزاد و گوجه های وارداتی سهل الوصول در عطاری ها ریخته و تقلب شده.
نفهمیدم کجا اما گفتند شما فقط داد بزنید که رای من کو؟ من هم رفتم خیابان.بعد از اینکه برگشتم.البته مرا با احترام بازگرداندند.گفتند اگر شلوغ کنی به تو دلار می دهیم.
تمام.حالا هم سخت پشیمان هستم و از مشا عاجزانه تقاضا دارم مرا به اشد مجازات برسانید تا بروم در جهنم و با رفقایم محشون شوم.
در اینجا جلسه ی تخماتیک فوق سری دادگاه عالیه ختم به خیر می شود و جلاد وارد شده همانجا سر این ملعون را از تن جدا می کند.
چرا باید در شرقیزستان که وارث خون شهداست و برایش جان ها داده شده و خون ها ریخته شده و دیکتاتور ها رانده شده-چنین افراد بی شرمی وجود داشته باشند تا آبروی مکتب ما یعنی اغزاف را ببرند؟
بنا به درخواست اینجانب یعنی پیشوای کل غوا-هرکسی که نتوانست خوبی ها و نعمت ها و زحمات و آبادانی ها و سرسبزی های کشور و رفاه و رضایت مردم را ببیند و بفهمد-باید فی الفور اعدام گردد.می توانید از مراجه ی تغلید هم سود جسته احکام دیگری را جهت سرگرمی ماموران وظیفه شناس به کار برید.مثلا سنگسار که خیلی هم خوب عمل کرده و در کشورهای مجاور ما نتیجه بخش بوده.
کسی حق ندارد در خیابان راه برود و این همه دارودرخت را نبیند.
کسی حق ندارد شادی چلچله ها را بر روی شانه ی عابران خرسند نبیند.
پدیده های واهی چون تورم و فقر و گرانی و فساد و هرزگی و قتل و دزدی و تهمت و دریدن حریم خصوصی و زندان شکنجه و مرگ و اعدام در این کشور وجود خارجی ندارد.
همه راضی هستند و همه چی عالیه.
والسلام.
نامه تمام.

غزل گفت...

با حضور روحانیت در سیاست به شدت مخالفم

مامان لیمو گفت...

خیلی نظر دارم خیلی ولی نگم بهتره فقط سردرد میاره!!

به روزم

غزل گفت...

ممنون از حضور گرمت.

غزل گفت...

ممنون از حضور گرمت

آگاهی گفت...

سلام صمد عزیز من ازتون یه دعوت برای همکاری میخوام من قصد دارم مطلبی در مورد نقش اجتماعی زنان در جامعه ،موانع ومشکلات پیش رو بنویسم وچون موضوع حساسیه از شما هم دعوت به همکاری میکنم اگه مایل باشین شما هم یه مطلب در این مورد بنویسید تا کاری هماهنگ واز دیدگاههای مختلف باشه از دوستان دیگر هم دعوت به این کار کردمه وشما هم دعوت کنید من شنبه صبح میذارم ودر حال اماده کردنش هستم شما هم اگه بنویسید خیلی کار خوبی میشه مهم نیست علمی هم باشه همینی که لمس میکنید وهست
منتظر جوابتون هستم

فرشته گفت...

درود
كجايي؟
سري بهم بزن

غزل گفت...

ممنون از حضور سبزت.

مامان لیمو گفت...

به روزم

آگاهی گفت...

سلام دوست عزیز وبلاگم فیلتر شد ازت ممنون میشم اگه لینکمو اصلاح کنید فقط لازمه حرف aانگلیسی رو از آخر آدرس بر دارین ازتون ممنون میشم
به امید ایرانی آزاد با مردمانی آگاه www.iranmanvma.blogspot.com

آگاهی گفت...

سلام دوست عزیزم من مطلبی در مورد بنی صدر وآنچه 30سال خیانت نامیده شد نوشته ام وسعی کرده ام تا بااسناد موجود این عدم خیانت را نشان دهم خوشحال میشوم شما هم با اطلاعات خود واینکه او را خائن ویا غیر خائن میدانید مرا یاری کنید این مطلب خیلی برایم مهم است چون شخصی که اورا خائن مینامند ونمیتوانست در آن هنگام از خود دفاع کند
منتظرحضورتون ونقدتون هستم با تشکر

مرضیه گفت...

بله این روزها بدجور!یادآور آن روزهاست!

آگاهی گفت...

مصدق درست است که اشتباه کرد وسیاست مداری زیرک نبود وشاید به اندازه کافی آگاه نبود اما یک وطن پرست بود وبه فکر اعتلای نام کشورش وخیانتی به کشور نکرد مهم انست تا زنده بود اسطوره نبود تا زنده بود مرگ بر مصدق را درود گویان بر او سرودند او اشتباه کرد چرا باید ملتی اشتباه میکرد

غزل گفت...

دوست عزیز چرا آپ نمیکنی؟؟؟

آگاهی گفت...

سلام دوست عزیزم مطلبی نه چندان کامل از اینکه امروز چه باید کرد نوشته ام از شما تقاضا دارم با نقد واینکه چکارهای دیگر باید کرد کمکی به امروز وفردایمان انجام دهیم منتظر حضور شما هستم
به امید ایرانی آزاد با مردمانی آگاه

غزل گفت...

منتظر میمانم تا آپ کنی. با حرفهایی که زدی هم کاملا موافقم.

يك ايراني(مهستان) گفت...

درود
وبت عالیه. از من بازدید کن و با نظراتت یاری دهنده من باش. مرسی

آگاهی گفت...

سلام دوست عزیز
دوباره مورد لطف قرار گرفتم وفیلتر شدم اما همچنان واستوارتر از گذشته هستم ازتون ممنون میشم اگه لینکم رو اصلاح کنید فقط لازمه یه حرف b انگلیسی به آخر آدرس اضافه کنید www.iranmanvmab.blogspot.comممنون میشم
به امید ایرانی آزاد با مردمانی آگاه

سیاوش گفت...

درود بر هم میهن آریایی با اندکی تاخیر آمدم تا شما را به سرزمین ااهورایی دعوت کنم . امیدوارم با مهر همیشگیتان که نسبت به ما دارید مانند همیشه سربزنی و با گفتار نیکت ما را خرسند کنی
بروزم با تمام جشنهای ایرانیا ن در یک نگاه

پرنیان گفت...

درود نخستین باری هست که به تارنمای پرمحتوا شما میام و افتخاری بسی بزرگ تصیب من شد . جستارخایتان همگی پرمحوا و زیباست .
من هم تارنمایی نو دارم امیدوارم در نخستین جستار من با گفتار نیکتان منو خرسند کنید . منتظر حضور پرمهرت هستم . برای برابری زن و مرد همه که شده بهم سر بزن گلم
عنوان جستار من دخت مشرق زمین

محمدحسین گفت...

دوستان واحد فیلترینگ مخابرات برای پنجمین بار ما را قابل دونستند و مورد عنایت خود قرار دادند.
با مطلبی با عنوان "سخنرانی یا یک داستان؟" در وبلاگ جدید در خدمتم.

کلاغ شورشی گفت...

خوبی>؟